حسن مرسلوند
38
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
شرق بايد داده باشم . س : مگر وقار با شما دشمنى دارد ، زيراكه او مىگويد چنين گزارشى ندادهايد ؟ ج : دروغ گفته است . س : وقار مىگويد كاغذ از تهران لاك و مهر شده آورده و در مشهد به شما داده است . حقيقت دارد ؟ ج : دروغ گفته . س : راجع به فوت ديبا چه مىگويى ؟ ج : او مريض بود و هزار و هفتصد مرض داشته است . س : طبيب براى معالجه او آورديد و نام طبيب چه بوده و چه وقت براى عيادت او آمده است ؟ ج : نام پزشك را فراموش كردم ؛ ولى تقريبا در حدود 20 روز پيش از مرگ او بوده است كه پزشك آورديم . س : ولى الله پاسبان مىگويد كه شما در شب قتل مرحوم ديبا حضور داشتهايد و از او هم براى كشتن ديبا كمك گرفتهايد . ج : تكذيب مىكنم . س : راجع به اظهارات آلا مراد چه مىگوييد كه گفته است در شب قتل ديبا عمليات شما را ديده است ؟ ج : تكذيب مىكنم . س : راجع به بياناتى كه در حضور پاسبانها كردهايد چه مىگوييد ؟ ج : آنها را هم تكذيب مىكنم . هرچند كه محمد كاظم جهانسوزى در دادگاه كليهء اتهامات منتسبه را تكذيب كرد ، ولى طبق اظهارات و گواهى شهود عينى او مرتكب قتل مدرس و ديبا شده بود . يكى از شاهدان عينى كه در دادگاه شهادت داد ولى الله شادمان پاسبان شهربانى ملاير بود كه در اين رابطه چنين گفت : « ساعت يازده و نيمشب مزبور [ 26 خرداد 1317 ] ياور جهانسوزى و فدوى و فروتن و